المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

283

التنبيه والإشراف ( فارسي )

در جنگ احزاب حفر كرده بود از نو حفر كرده بودند و دور مدينه ديوارها برآوردند و شاعر آنها خطاب به يزيد گفت : « در خندق پرافتخار حالتى هست كه طرب‌انگيز است ، اى كه نماز را براى شهوتها تباه كرده‌اى ، تو از ما نيستى و دائى تو از ما نبود اگر ما كشته شديم تو نصرانى شو و شراب بخور و نماز جمعه را ترك كن » . سه روز مانده از ذى حجهء سال شصت و سه دو گروه در حره مقابل شدند . سالار قريش و هم پيمانها و آزادشدگانشان عبد الله بن مطيع عدوى پسر عم عمر بن خطاب بود . سالار انصار و مردم ديگر عبد الله بن حنظله غسيل بن ابو عامر انصارى اوسى بود . جنگى سخت كردند و عبد الله بن حنظله با گروهى از مهاجر و انصار و فرزندان و بستگان و هم پيمانهايشان كشته شدند ، كشتگان قريش و انصار بطوريكه محمد ابن عمرو واقدى صاحب المغازى و السير گفته در حدود هفتصد كس و از مردم ديگر از مرد و زن و طفل در حدود ده هزار بود . كمتر و بيشتر از اين نيز گفته‌اند . پس از آن مسلم وارد مدينه شد و سه روز آنجا را به چپاول داد و از باقيماندهء مردم مدينه بيعت گرفت كه قن يزيد هستند ( قن برده‌ايست كه پدر و مادرش نيز برده بوده‌اند و عبد برده‌ايست كه شخصاً برده شده و پدر و مادرش برده نبوده‌اند ) بجز على بن حسين بن على بن ابى طالب كه در آنچه مردم مدينه كرده بودند دخالت نكرده بود و على بن عبد الله بن عباس كه خالگانش از قبيلهء كنده كه در سپاه بودند از او حمايت كردند . و اين پس از قتل حسين بن على بن ابى طالب از مهمترين و رقت‌انگيزترين حوادث اسلام بود . يزيد در حوارين دمشق كه مجاور قار او قطيفه بر راه حمص است بروز هفدهم صفر سال شصت و چهارم در سى و سه سالگى بمرد . دوران وى سه سال و هفت ماه و بيست و دو روز بود . وى سبزه‌اى تند بود با سرى درشت و نشان آبله بر چهره داشت در